*بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم*

مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های رژیم اسرائیل

*بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم*

مرجع معرفی و نقد معارف آیین یهود، مبانی صهیونیسم و سیاست های رژیم اسرائیل

*بانک جامع اطلاعاتی صهیونیسم*

دشمن شناسی یکی از ارکان اصلی مبارزه در جبهه حق علیه باطل است.
شناخت نظامی و ژئوپلتیکی مرزها و استحکامات دشمن به عهده نیروهای نظامی است تا بتوانند در جنگ سخت و نظامی غالب واقع شوند ؛ اما شناخت عقاید ، باورها و ایدئولوژی های دشمن به عهده علما و پژوهشگران جبهه حق است تا در جنگ نرم ، عقیدتی و ایدئولوژیک بر دشمن غالب شده و ریشه جریان فکری آنان را بخشکانند.
براستی مبارزه با عقاید و ایدئولوژی های دشمن بسیار شکننده تر از مبارزه نظامی است ؛ گواه این ادعا ورق های دفتر تاریخ بشر است.
********
در این پایگاه بر آنیم تا با معرفی جامع دین یهود، صهیونیسم جهانی و رژیم صهیونیستی،در دست همرزمانمان سلاحی بنام آگاهی بگذاریم تا علاوه بر دفاع از عقاید خود ، بتوانند بر عقاید و جریان های فکری مخالف و معارض بتازند و در این طوفان سهمگین فتنه و شبهه و مغالطه پایشان از صراط مستقیم نلغزیده و ثبوت قدوم امروزشان از قبل بسی بیشتر گردد.
********

آخرین نظرات
نویسندگان


این پست شالوده ی اصلی این پایگاه بوده و مطالعه ی به ترتیب مطالب ذیل، مخاطبان را به آگاهی و تسلط بالایی در این زمینه می رساند. برای سهولت دسترسی به مطالب درفرصت های دیگر،لینک فایلPDFمطالب جلوی هر عنوان قرار داده شده است
لطفا پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح نمایید تا دسترسی به پاسخ آسان تر گردد

تا عنوان شماره 6 مطالب ارسال شد

آخرین بروز رسانی سایت : 6/ 12 / 1395

 

عنوان

دانلود

وضعیت

تاریخ انتشار

1

وجه تسمیه اسامی و القاب یهودیان

PDF

منتشرشد

1395/4/11

2

آشنایی با کتب دینی یهودیان

PDF

منتشرشد

1395/4/16

3

سیری در محتوای کتب دینی یهودیان + نقد

PDF

منتشرشد

1395/4/24

4

آموزه های اعتقادی و عملی دین یهود

PDF

منتشرشد

1395/4/31

5

اعیاد یهود

PDF

منتشر شد

1395/5/7

6

هویت و نژاد یهودی

PDF

منتشر شد

1395/5/18

7

فرقه های یهود

PDF

 -

8

آخرالزمان و منجی گرایی در آیین یهود

PDF

 -

9

تاریخچه یهود؛پیش از موسی(ع) تا تخریب دوم معبد

PDF

تا فصل 4 منتشر شد

1395/5/26

10

روابط یهود با اسلام و پیامبر در صدر اسلام

PDF

 -

11

تاریخ یهودیان در اروپا

PDF

 -

12

هولوکاست

PDF

 -

13

تولد صهیونیسم و شکل گیری حکومت اسرائیل

PDF

 -

14

اسرائیل (احزاب، نظام سیاسی، آموزشی و ...)

PDF

 -

15

برنامه صهیونیسم جهانی

PDF

 -

16

جریان فراماسونری ، علائم آن و ارتباط آن با صهیونیسم

PDF

 -

17

مبارزات ، سازمان ها و گروه های آزادی بخش در فلسطین

PDF

-

18

روابط ایران و اسرائیل، قبل و پس از انقلاب

PDF

-

19

قدس و اسرائیل در اندیشه امام خمینی و رهبری

PDF

-

برای مشاهده آرشیو سایر مطالب با موضوع یهود،صهیونیسم و اسرائیل اینجا کلیک کنید

سید ابوالفضل ساقی


جهت تسهیل در مطالعه ، تاریخچه یهود در فصول متعدد تدریجا ارسال می گردد .
فصل اول : ولادت موسی تا خروج او از مصر
فصل دوم : ازدواج ، بعثت و بازگشت موسی به مصر
قصل سوم: بازگشت موسی به مصر و تلاش او برای هدایت مصریان
فصل چهارم : نزول عذاب های الهی بر فرعونیان

فصل چهارم: نزول عذاب های الهی بر فرعونیان

در این فصل طی 2 گفتار عذاب های نازل شده بر فرعونیان، و مقدمات خروج بنی اسرائیل از مصر را مورد مطالعه قرار خواهیم داد. علاوه بر این مقایسه ای خواهیم داشت بین آنچه که قرآن در این باره ذکر کرده و آنچه که تورات نقل می کند.

گفتار اول : شروع نزول عذاب های 6 گانه الهی بر فرعونیان

پس از شکست سحر ساحران و نقشه های فرعون، افراد بیشتری به موسی می پیوستند و فرعون نیز متقابلا سیاست های سخت تری نسبت به بنی اسرائیل اتخاذ می کرد. بنی اسرائیل و پیروان موسی دائم به او رجوع می کردند و از رنج ها و سختی ها شکایت می کردند و موسی آنان را با وعده ی نابودی قبطیان و فرعون دل گرمی می داد. این چنین بود که خدای متعال فرعونیان را با نزول عذاب های تدریجی قصد بیدار نمودن فرعون و فرعونیان را نمود. مطابق نص قرآن عذاب های نازل شده (قحطی، طوفان، ملخ، آفت گیاهى، قورباغه‏ و خون) بصورت جدا جدا نازل شدند.

اولین عذاب : قحطی

با وخیم تر شدن وضع بنی اسرائیل و وقیح تر شدن فرعون و قبطیان موسی ایشان را نفرین نموده و به خداوند عرضه داشت :«پروردگارا اموالشان را نابود و دل هاشان را سخت گردان که ایمان نیاورند تا وقتی عذاب دردناک را ببینند.» پس خدا دعای او را مستجاب نمود و قحطی را بر مصریان مستولی گرداند. خداوند متعال در سوره اعراف می فرماید: «ما فرعونیان را به خشک سالی و کمبود حاصل دچار کردیم شاید اندرز گیرند» همین قحطی باعث شد محصولات کشاورزی با کاهش گسترده ای مواجه شود. پس با کاهش محصولات و غذا و خوراکی  اسباب مرگ و میر مصریان فراهم شد و اموال و ثروت آن ها در پی تهیه غذا تباه شد.

دومین عذاب : طوفان

پس از آن طوفانی عظیم بر مصریان وارد شد. خانه های فرعونیان را ویران کرد و محل سکونتی در شهر برای آن ها باقی نگذاشت، به حدّی که مجبود شدند از شهر خارج شده و در بیابان چادر بزنند و در آن سکونت کنند، هم چنین زمین های زراعتی آن ها را آب فرا گرفت که تنوانستند در آن سال زراعت کنند، اما توفان مزبور به خانه های بنی اسرائیل و زمین های آن ها هیچ صدمه ای وارد نکرد و قطره ای از آن آب به زمین های ایشان وارد نشد. فرعونیان از این واقعه به تنگ آمده و نزد موسی آمدند و از او خواستند از خدای خود بخواهد تا آن طوفان را برطرف سازد تا آن ها بنی اسرائیل و زندانیان را آزاد کرده و به وی ایمان آورند. هنگامی که موسی دعا کرد و ظوفان برطرف شد، فرعونیان به وعده خود عمل نکرده و به ظلم بر آنان ادامه دادند.

سومین عذاب : قمل (شپش)

در مرحله ی چهارم عذاب «قمل» را بر آنها مسلط ساخت (و القمل). در اینکه منظور از قمل چیست؟ میان مفسران گفتگو است، ولى ظاهر این است که یک نوع آفت نباتى بوده که به غلات آنها افتاد، و همه را فاسد کرد.[1] قمل به عنوان نوعی شپشک، چیزی است که ظاهرا در گیاهان پیدا می‌شود و کشاورزان را فلج می کند.[2]

چهارمین عذاب : ملخ

به دنبال توفان، خدای تعالی در سال دیگر ملخ را بر زراعت و درخت و اموال فرعونیان مسلط کرد که دیگر برگ سبزی به جای نگذاشتند. و وقتی درخت ها و کشاورزی را از بین بردند، به خانه و اثاث آن ها هجوم آوردند و به خوردن درها و لباسهایشان رو کردند. به طوری که فرعونیان را به ستوه آوردند و فرعون نیز سخت درمانده گردید و به موسی گفت: «از پروردگارت بخواه به آن پیمان که با تو نهاده رفتار کند. اگر عذاب را از ما برطرف کنی به تو ایمان آورده و بنی اسرائیل را به همراه تو می فرستیم.» موسی نیز از خدا خواست و ملخ ها رفتند، فرعون خواست تا به وعده خود عمل کند، اما هامان مانع شده و بدین شکل باز هم فرعونیان به عهد خود وفا نکردند و ایمان نیاوردند و از ظلم و آزار بنی اسرائیل دست نکشیدند.

پنجمین عذاب : وزغ

بار دیگر خدای تعالی برای تنبیه فرعونیان، وزغ را بر آن ها مسلط ساخت و هر چه خوراکی و آشامیدنی داشتند، مملوّ از وزغ شد و خانه ها و ظرف هایشان را فراگرفت. دست به هر جامه و خوراکی یا ظرفی که می زدند، وزغ هایی در آن می دیدند و هر غذایی ک می پختند، وزغ ها در آن می ریختند و آن را تباه می ساختند. چون در جایی می نشستند، وزغ ها از لباس سرو صورتشان بالا می رفتند. آن قدر از وزغ ها سختی کشیدند تا به ناچار این بار نزد موسی آمده و از پیمان شکنی های گذشته عذرخواهی کردند و پیمان محکمی بستند که دیگر خلف وعده نکنند، ولی با تمام این احوال وقتی به دعای موسی وزغ ها برطرف شدند، باز هم به وعده خود عمل نکردند.

ششمین عذاب : خون شدن نیل

عذاب بعدی خون شدن آب نیل بود. اما این آب فقط برای فرعونیان و قبطیان تبدیل به خون شده بود. در نقلی است که موسی به کنار رود نیل آمد و عصای خود را به آب زد و همان دم آب نیل برای قبطیان تبدیل به خون شد، ولی برای بنی اسرائیل آب گوارا و زلال بود. هرگاه یکی از قبطیان از آن برمی داشت یا دست بدان می زد خون بود، ولی برای بنی اسرائیل آب بود تا جایی که زنان قبطی نزد زنان بنی اسرائیل آمده و از آن ها می خواستند تا به دست خود ظرف ها را از آب پر کرده و در ظرف آن ها بریزند. زنان بنی اسرائیلی هم ظرف ها را به دست می گرفتند و از آب پر می کردند، ولی به محض آن که آب را در ظرف زنان قبطی می ریختند، تبدیل به خون می شد.

هشت روز تمام دچار این وضع شدند که خوردنی و آشامیدنی آن ها همه خون بود و از شدت تشنگی در شرف هلاکت بودند. خود فرعون برای رفع تشنگی ناچار شد از میوه های تازه استفاده کند، اما چون میوه ها را در دهان می جوید آب آن خون بود.

آیات الهی به صورت عذاب های گوناگون بر فرعونیان فرود آمد، ولی سبب بیداری آن ها نشد و به جای این که با مشاهده آن به موسی ایمان بیاورند و او را تصدیق کنند، به تکذیب او پرداختند و زبان به تمسخر و استهزای آن حضرت گشودند، چنان که قرآن کریم نقل فرموده تا پایان کار او را جادوگر خواندند و خیال می کردند آن چه او می آورد، سحر و جادو است. نتیجه این تمسخرها و تکذیب ها آن شد که در سوره مبارکه قمر می گوید: «همانا فرعونیان را آیات بیم دهنده آمد ولی همه را تکذیب کردند و ما نیز هم چون برگرفتن نیرومند مقتدری گرفتیمشان.»

گفتار دوم: مقایسه عذاب ها بر اساس روایات تورات و قرآن

ترتیب نزول بلاها در قرآن با تورات تفاوت دارد. در گفتار قبل ما با به ترتیب و تشریح مذکور در آیات 130 الی 134 سوره اعراف از قرآن پیش رفتیم و از (فصل7 تا14 سفر خروج) نیز برای تفصیل بیشتر استفاده کردیم. لکن در تورات علاوه بر «عذاب های 6 گانه یادشده در قرآن»، چهار عذاب دیگر نیز وارد شده و بدین ترتیب تورات عذاب های ده گانه ای را به ترتیب زیر ذکر می کند:

اولین عذاب : خون شدن نیل (خروج 7 : 21)

دومین عذاب : وزغ (خروج8 : 6)

سومین عذاب : پشه (خروج8 : 17)

چهارمین عذاب: مگس (خروج8: 24)

پنجمین عذاب : هلاکت مواشی و چهارپایان (خروج9 : 6)

ششمین عذاب : آبله (خروج9 : 10)

ششمین عذاب: تگرگ (خروج9 : 23)

هفتمین عذاب: ملخ (خروج10 : 14)

هشتمین عذاب:  تاریکی زمین (خروج10 : 22)

نهمین عذاب: مرگ نخست زاده فرعون و فرعونیان (خروج12 : 29)


نویسنده : سید ابوالفضل ساقی

[1] . تفسیر نمونه ، ذیل تفسیر آیه 133 سوره ی اعراف

[2] . تفسیر تسنیم، ذیل تفسیر آیه 133 سوره ی اعراف

سید ابوالفضل ساقی

جهت تسهیل در مطالعه ، تاریخچه یهود در فصول متعدد تدریجا ارسال می گردد .
فصل اول : ولادت موسی تا خروج او از مصر
فصل دوم : ازدواج ، بعثت و بازگشت موسی به مصر
قصل سوم: بازگشت موسی به مصر و تلاش او برای هدایت مصریان
فصل چهارم : نزول عذاب های الهی بر فرعونیان

فصل سوم : بازگشت موسی به مصر و تلاش او برای هدایت مصریان

اصل مطالب این فصل برگرفته از آیات 18 تا 51 سوره ی شعراء و آیات 103 تا 126 سوره ی اعراف از قرآن کریم می باشد. مشابه منقولات قرآن با اندکی تفاوت در فصل7 سفر خروج از تورات مشاهده وجود دارد.

مطابق روایت تورات، موسی همراه صفورا و فرزندانش به سوی مصر روانه شد. (خروج4 :20) هارون به دنبال وحی الهی از مصر خارج شد و به استقبال موسی شتافت تا وقتی که در کنار رود نیل او را دیدار کرد. موسی به هارون گفت: بیا تا نزد فرعون برویم که خداوند ما را به سوی او به رسالت فرستاده است. هارون نیز پذیرفت و این چنین بسوی فرعون رهسپار شدند.

گفتار اول : موسی و هارون در دربار فرعون

آورده اند هنگامی که موسی و هارون بر در قصر آمدند، آن دو را به درون راه ندادند و به گفته برخی، روزها و بلکه ماه ها گذشت تا به درون قصر راه یافتند.[1] بالاخره هارون و وموسی بر فرعون وارد شدند و با وی به مناظره و احتجاج پرداختند. فرعون پس از تحقیر و تمسخر موسی، او را تهدید کرد که اگر معبودی جز او (فرعون) بگیرد وی را به زندان خواهد انداخت. موسی در پاسخ گفت: حتی اگر برای مدعایم دلیل بیاورم؟؟ فرعون گفت: اگر راست می گویی دلیلت را بیاور.

موسی عصایش را به زمین انداخت و ناگاه به صورت اژدهایی عظیم درآمد و حاضران وحشت زده گریختند. به دنبال آن، موسی دست به گریبان برد و چون بیرون آورد، نوری از آن برتافت که چشم بینندگان را خیره کرد. فرعون که انتظار نداشت با این دو منظره هولناک و خیره کننده روبه رو شود و فکر نمی کرد موسی دارای چنین معجزاتی باشد، در کار خویش فرو ماند و چاره ای ندید جز عوام فریبی و تهمت، فلذا گفت: این مرد جادوگر ماهری است که می خواهد شما را به وسیله جادویش از سرزمینتان بیرون کند و خود و خویشان و قومش، مالک و فرمانروای این سرزمین گردند. اکنون شما درباره او چه نظری دارید؟

حاضران گفتند: به او و برادرش مهلت بده و مأموران خود را به شهرها بفرست تا همه جادوگران ماهر را نزد تو بیاورند و در روز معینی با موسی نبرد کنند و جادوی او را با جادو پاسخ دهند. موسی پذیرفت و روز عید را که روز اجتماع و جشن مردم بود برای این کار معیّن کرد. فرعون هم مأمورانی به سراسر مصر گسیل داشت تا هر ساحر زبردست و جادوگر ماهری را در هر جا که هست برای روز موعود و نبرد با موسی به پایتخت بیاورند.

گفتار دوم : مقابله موسی با ساحران فرعون

روز موعود فرارسید. ساحران در برابر چشم هزاران نفر جلو آمدند و به موسی گفتند: تو ابزار سحرت را به کار می اندازی یا ما بیندازیم؟موسی فرمود: شما بیندازید و با این جمله ساحران همه ریسمان ها و عصاهایی را که قبلاً آماده کرده بودند، بر زمین انداختند و در نظر موسی (و دیگران) به صورت مارهایی درآمد که راه می رفتند.

منظره عجیبی بود، در صحرایی وسیع، ده ها و شاید صدها و هزارها ریسمان و چوب به صورت مارهایی درآمده و شروع به جست وخیز کردند. قرآن کریم می گوید: دیدگان مردم را مسحور و ترسی در آن ها ایجاد کردند و سحری عظیم آوردند. منظره به حدّی وحشتناک بود که حضرت موسی نیز احساس ترس کرد و رعبی در دلش ایجاد شد، اما در همان حال، وحی خداوند آن ترس اندک را نیز از دلش بیرون برد و به او خطاب شد: ای موسی! نترس که تو برتری. آن چه در دست راستت داری بیفکن که هر چه را اینان ساخته اند ببلعد، زیرا اینان نیرنگ جادوگری را ساخته اند و جادوگر هرجا باشد (یا هر چه بیاورد) رستگار (و پیروز) نخواهد شد.

موسی بی درنگ عصای خود را بر زمین انداخت و ناگهان به صورت اژدهایی عظیم درآمد و در چشم برهم زدنی همه آلات سحر و ابزار کار ساحران را بلعید. تماشاگران که آن اژدهای عظیم را با آن هیبت دیدند، از ترس پا به فرار نهادند و به گفته برخی از مورخان، صدها نفر زیر دست و پا رفتند و غوغای عظیمی بر پا شد. در این وقت حق برای ساحران آشکار گردید و چنان تأثیر معجزه موسی قرار گرفتند که بدون تأمل، پیش روی موسی به خاک افتاده و ایمان خود را به خدای موسی و هارون اظهار کردند و به عجز و زبونی خود در برابر قدرت الهی اعتراف نمودند.

فرعون که در برابر شکستی ناگهانی و عملی انجام شده قرار گرفته بود بر ساحران بانگ زد و گفت: آیا پیش از آن که من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید (اکنون معلوم شد که استاد شما در سحر او بوده) و او رئیس شماست و سحر را او به شما یاد داده است. فرعون چهره خشونت آمیزی به خود گرفت و ساحران را متهم به همکاری با موسی و طرح نقشه و توطئه بر ضدّ دستگاه سلطنت خود کرد و آن ها را به سخت ترین شکنجه ها تهدید کرده و گفت: دست ها و پاهایتان را برعکس یک دیگر قطع و بر تنه های نخل آویزانتان می کنم تا بدانید عذاب کدام یک از ما سخت تر و پایدارتر است.

ساحران در پاسخ او گفتند: ما هرگز تو را بر این معجزه ها که برای ما آمده و آن خدایی که ما را آفریده است ترجیح نمی دهیم. پس تو هر چه می کنی بکن که فقط زندگی این دنیا را از ما می گیری و در سرای ابدیّت و جهان آخرت فرمان تو نافذ نیست سعادت آن جهان را نمی توانی از ما برگیری و ما زیانی نخواهیم کرد که به سوی پروردگارمان می رویم.  ما به پروردگار خود ایمان آورده ایم تا گناهان ما و آن جادوگری که ما را بدان مجبور کردی را بیامرزد و خدا بهتر و پایدارتر است.

گفتار سوم : ایمان آوردن آسیه همسر فرعون[2]

هنگامی که آسیه، همسر فرعون معجزه موسی علیه السلام را در مقابل ساحران دید، اعماق قلبش به نور ایمان روشن شد از همان لحظه به موسی ایمان آورد. او پیوسته ایمان خود را پنهان می داشت ولی ایمان و عشق به خدا چیزی نیست که بتوان آن را همیشه پنهان کرد. هنگامی که فرعون از ایمان او با خبر شد بارها او را نهی کرد و اصرار داشت که دست از آیین موسی بردارد و خدای او را رها کند، ولی این زن با استقامت هرگز تسلیم خواسته فرعون نشد.

سرانجام فرعون دستور داد دست و پاهایش را با میخ ها بسته و در زیر آفتاب سوزان قرار دهند و سنگ عظمی بر سینه او بیندازند، هنگامی که آخرین لحظه های عمر خود را می گذارند دعایش این بود: «پروردگارا برای من خانه ای در بهشت در جوار خودت بنا کن و مرا از فرعون و اعمالش رهایی بخش و مرا از این قوم ظالم نجات ده.»

خدای تعالی نیز دعایش را مستجاب کرد و بصیرتی به او داد که فرشتگان و جایگاه خود در بهشت را دید و از خوشحالی خندید. فرعون رو به اطرافیان خود کرد و گفت: این دیوانه را بنگرید که چگونه در زیر شکنجه می خندد! و بدین ترتیب روح آن زن با ایمان به بهشت جاودان شتافت.


نویسنده : سید ابوالفضل ساقی


[1] . درباره چگونگی ورود موسی و هارون به دربار فرعون روایات مختلفی است که به آن نخواهیم پرداخت.

[2] . برگرفته از کتاب قصه های قرآن (تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم) نوشته ی سید جواد رضوی

سید ابوالفضل ساقی

 

بخش ششم بانک مقالات (61 تا 72)

*مقالات برگزیده با محوریت «یهود» از نشریه علمی-تخصصی هفت آسمان

 

عنوان مقاله

نویسنده

دانلود

61

وحی و نبوت یهودی

 رضا فرزین

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 62

مصنف واقعی اسفار پنجگانه

باروخ اسپینوزا

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 63

دائره المعارف یهود

حمیدرضا شریعت مداری

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 64

 تجسیم از دیدگاه ابن میمون و علامه طباطبایی

 محمدرضا کاشفی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 65

سیر تکون تلمود

 باقرطالبی دارابی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 66

 ادبیات و خاستگاه تاریخی قباله

 فروزان راسخی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 67

 زبان مقدس

حسین توفیقی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 68

مقدمه ای بر مقایسه ادیان توحیدی

حسین توفیقی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 69

منطق قرآن در سنجش دیگر ادیان

 عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 70

نگاهی به خداشناسی یهود در قرآن مجید

 عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 71

در آمدی بر شناخت کتاب مقدس 

 عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

 72

کتب اپوکریفایی عهد قدیم

 عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

 http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png

سید ابوالفضل ساقی



این روزها خیل عظیمی از پایگاه های مجازی مسیحی تبار و ناسیونالیستی با دلایلی واهی استدلال می کنند که اسلام را علما و نخبگان یهودی ساخته اند .

سه مولفه این اندیشه را که «اسلام ساخته ی یهود است» تقویت و تبلیغ می کنند :

1. مسیحیت : علت این اتهام زنی به اسلام از سوی مسیحیان که کاملا مشهود و عینی است و هر کسی می داند تناقضات درون دینی مسیحیت(ازجمله تعریف و توجیه تثلیث) موجب استیصال بزرگان این دین شده و چون راهی برای اثبات عقاید باطل و ارتفاع تناقضات مسیحیت و درنتیجه خروج از این بحران ندارند روی به ابطال و تکفیر سایر ادیان و مذاهب آورده اند تا بدین طریق بتوانند مانع خروج مسیحیان از دینشان گردند و مثل همیشه عوام مسیحی هم پشت سر بزرگانشان به شبهات دامن زده و بجای حقیقت جویی ، با مغالطه و سفسطه و سیاه نمایی به عقاید دیگران هجمه می برند .

2. ناسیونالیسم و نئونازیسم : اینکه چرا ناسیونال ها اقدام به شبهه پراکنی می کنند باید ریشه اش را در نئونازیسم بررسی کرد . در حال حاضر جریان های نئونازیستی که اسلام را سدی در برابر نازیسم می بینند با تبلیغ و فعالیت در ایران سعی در تحریک احساسات مردم دارند تا فرهنگ و تاریخ و ریشه ایرانی مردم را در برابر دین و عقاید اسلامی شان قرار دهند و ایران و اسلام را دو مقوله متقابل نشان دهند. آن ها تلاش می کنند بین ایرانیت و اسلامیت تقابلی حقیقی مثل «تقابل سنت و مدرنیزه» ایجاد کنند تا بدین سان کنترل احساسات ، عواطف و تعصباتی قومیتی و نژادی مردم را در دست بگیرند و افکار ایشان را جهت دهی کنند. خیلی وقت است که تاریخ انقضای مباحث نژادی گذشته و دیگر فاقد ارزش است . عصر کنونی عصر اندیشه هاست نه نژادپرستی ، اسلام ، ما و هر عقل سلیمی نژاد پرستی اعراب دوران جاهلیت را مذمت می کند با این وجود نئونازیسم تلاش می کند این افکار جاهلی را احیاء کند و نژادپرستی را نوعی آرمان و ارزش جلوه دهد . افراد با پیوستن به این نوع اندیشه ها بجای شکوفا کردن استعدادهایشان و افتخار به عملشان و آنچه در کفه دارند ، به تاریخ و گذشته شان دل خوش می کنند و سر در بر تغافل و تجاهل فرو می برند . برای همین است که می بینیم نئونازیست های کنونی غالبا از افراد ضعیف النفس جامعه هستند و یا اگر هم بظاهر افراد معتبری اند باطنا فاقد عقبه ی اعتقادی هستند .

عناد نازی های هیتلری با یهودیان و از طرف دیگر مانعیت اسلام در برابر تشکیل حکومت ملی گرایانه ی نژادپرستانه موجب شده نازیسم و در نتیجه ی آن ناسیونالیسم آریایی ، یهود و اسلام را در یک جبهه قرار دهد و بین آن ها پیوندی تصور کند. البته این نکته هم قابل ذکر است که مبانی اندیشه «ناسیونالیسم ایرانی» و «نئونازیسم فعلی در ایران» که عمدتا برتاریخ مجهول هخامنشیان و شخصیت مبهم و موهوم «کوروش» استوار می باشد آنقدر ضعیف است که احتمالا هیچ وقت نمی تواند قدرت بگیرد و درخششی داشته باشد ولیکن تنها فایده ای که برای غرب دارد این است که تا حدودی موجب تضعیف اسلام می شود و بزرگان ، علما و اندیشمندان جبهه ی اسلام را درگیر مسائل فرعی و جزئی کرده و مانع تمرکز ایشان بر مسئله ی فلسطین که در صدر مسائل مسلمین و منطقه است ، می شود.

3. عناصر داخلی : از سوی دیگر معرفی ناصحیح دشمن و بزرگ نمایی هایی که از «یهودیت» و «جریان های تاریخ مصرف گذشته مثل فراماسونری» توسط برخی اساتید مشهور انجام می شود باعث ترس و وحشت عوام شده و هرکس که پای صحبت ایشان بنشیند فکر می کند یهودیان فرمانروایان جهان اند و از تمام اتفاقاتی که حتی در خانه های مردم اتفاق می افتد خبر دارند. همین تصورات و تخیلات واهی از یهودیت باعث شده برخی افراد ساده لوح حضور یهود را پشت پرده هر اتفاقی که در جهان حادث می شود خیال کنند و حتی پدیده ای به وسعت اسلام را هم مصنوع یهود بدانند و یا لااقل امکانش را بدهند. این درحالیست که یهود چند صباحی است که قدرت گرفته و تا قبل از آن همواره از سوی اروپاییان ، مسیحیت و اسلام مورد تضعیف بوده فلذا اینهمه ارعاب ، برای بیداری و تنویر افکار عمومی از سوی اساتید ، استراتژیست ها و صاحبنظران عرصه ادیان لازم نیست.

وظیفه ما در این کارزار چیست؟

ما باید با روشنگری و پرده برداری از اعتقادات باطل نئونازیسم و یادآوری جنایات وحشیانه نازی ها چهره واقعی نژاد پرستی جاهلانه نازیسم را نشان دهیم و ریشه جریان ناسیونالیسم افراطی که هم اکنون در حد چند پایگاه مجازی و فعالیت های خرد است را در همین ابتدای امر بخشکانیم و از سوی دیگر با نشان دادن تخاصم اسلام و یهود سدی بر شبهات مسیحیت بسازیم .


ان شاء الله به زودی مقاله ای مبسوط شامل ادله ای متقن بر رد نظریه «اسلام ساخته ی یهود است» تدوین خواهیم نمود. باشد که با نشر آن توسط شما همسنگران عزیز مهرختامی بزنیم بر باب این شبهات...


سید ابوالفضل ساقی

چهارم دی ماه 1395


سید ابوالفضل ساقی


جهت تسهیل در مطالعه ، تاریخچه یهود در فصول متعدد تدریجا ارسال می گردد .
فصل اول : ولادت موسی تا خروج او از مصر
فصل دوم : ازدواج ، بعثت و بازگشت موسی به مصر
قصل سوم: بازگشت موسی به مصر و تلاش او برای هدایت مصریان
فصل چهارم : نزول عذاب های الهی بر فرعونیان

فصل دوم : ازدواج ، بعثت و بازگشت موسی به مصر

گفتار اول : ازدواج موسی با «صفورا» دختر حضرت شعیب

موسی در ورودی شهر مدین ، مردمی را مشاهده کرد که از چاه آبی ، آب بر می داشتند . موسی زیر درختی پر شاخ و برگ که در نزدیک چاه قرار داشت ، نشست . چوپانان برای گوسفندان خود از چاه آب می کشیدند . موسی دید که دو دختر با تعدادی گوسفند از راه رسیدند و در گوشه ای نگران ایستادند . چوپانان پس از این که گوسفندان خود را آب دادند ، سر چاه را با سنگ بزرگی بستند و راه آبادی را پیش گرفتند .

موسی جلو آمده و به آن دختران گفت : چرا مظلومانه ایستاده اید ؟ دختران گفتند : پدر ما پیر است و برادری هم نداریم ، هفت خواهر هستیم ، باید هر روز در کناری بایستیم تا مردم گوسفندان خود را آب دهند و ما از باقی مانده آب ، گوسفندان خود را آب دهیم .

موسی بر سر چاه آمد و سنگ را برداشت و با ظرفی که ده نفر با هم از چاه آب بالا می کشیدند ، به تنهایی آب بالا کشید . دختران از قدرت او شگفت زده شدند ، بدین نحو گوسفندان را سیراب نمود .

موسی پس از آب دادن گوسفندان زیر درخت بازگشت و نشست . دختران شعیب گوسفندان خود را بر خلاف روزهای پیشین ، زودتر به خانه آوردند . شعیب علت را پرسید . دختران جریان را به پدر گفتند . شعیب دختر بزرگ خود ، «صفورا» را نزد موسی فرستاد تا او را به خانه راهنمائی کند . صفورا پیش موسی آمد و گفت : پدرم از تو دعوت کرده تا مزد آب کشی تو را بدهد . موسی این دعوت را پذیرفت و راهی خانه شعیب گردید .

موسی بر شعیب وارد شد و خود را این گونه معرفی کرد : من موسی پسر عمران ، اهل مصر هستم ، مادرم مرا پس از ولادت در رود نیل انداخت و آب مرا به خانه فرعون برد و سالها در خانه فرعون زندگی کردم . من یکی از ستمگران آنان را کشتم . و چون فرعون قصد کشتن مرا داشت ، از مصر فرار کردم تا به اینجا رسیدم . و بعد جریان ورود به شهر و دیدن دختران او را شرح داد و افزود که من این کار را برای رضایت خداوند نمودم و اجر و مزدی نمی خواهم . شعیب دستور داد تا سفره غذا را تدارک بینند . موسی از خوردن طعام امتناع کرد . شعیب گفت : این غذا مزد کار تو نیست ، بلکه عادت ما بر این است که هر کس به منزل ما وارد می شود ، با غذا از او پذیرایی می کنیم . موسی غذا خورد و با خاطری آسوده استراحت کرد . یکی از دختران شعیب (صفورا) به پدرش پیشنهاد کرد که او را به کارگری استخدام کند؛ چرا که او مردی پرقدرت و انسانی امانت دار است . شعیب به موسی پیشنهاد کرد که : یکی از این دخترانم را که می پسندی ، به نکاح تو در می آورم و مهریه او این باشد که تو هشت سال برای ما کارکنی و اگر ده سال کار کردی ، از بزرگی خودت سرچشمه گرفته است . موسی پیشنهاد او را قبول کرد و «صفورا» را برگزید و کارگر شعیب شد و ده سال در خدمت شعیب بود .

برخی محققین از جمله «جان بی.ناس» گفته اند در طول مدتی که موسی در مدین بسر می برد فرعون مرد و فرعون بعدی به سلطنت رسید[1] اما از آیات قرآن کریم خلاف آن استنباط می شود و ظاهرا فرعونی که موسی و هارون به دعوت و هدایتگری او پرداخته اند همان فرعونی بوده که موسی در دربارش پرورش یافته است ، چرا که طبق گفته قرآن، خداوند به موسی فرمود احترام فرعون را نگه دار و بر او تندی نکن زیرا او تو را پرورش داده است .[2]


بعثت حضرت موسی - فاخلع نعلیک - انک بالواد المقدس طوبی - رسالت حضرت موسی - رب اشرح لی صدری - همراهی هارون با موسی در امر رسالت - موسی - درخت آتشین درخت طور
حضرت موسی در شب بعثت ، درختی نورانی و آتشین بر فراز کوه طور در صحرای سینا دید و به سمت آن روانه شد...

گفتار دوم : بعثت موسی [3]

موسی تصمیم به بازگشت به مصر گرفته و عصا در دست راهی مصر شد . در راه بازگشت در بیابان طور (قسمت جنوبی بیت المقدس) ، صفورا که حامله بود ، درد زائیدن گرفت ؛ و موسی در بیابان راه مصر را گم کرده بود . به خاطر سردی هوا خواست آتش افروزد تا خود و صفورا را گرم کند . اما نمی توانست آتش روشن کند ، زیرا سنگ چخماق جرقه نمی زد . ناگهان آتشی توجه او را به خود جلب کرد ، آتش از سوی کوه طور سوسو می زد . به همسرش صفورا گفت : همینجا بمان تا من از آن آتشی که می بینم ، قبضی بیاورم .

موسی به سوی آتش رفت . هنگامی که نزدیک آن رسید، درخت سبزی را دید که از آن آتش شعله ور است. وقتی نزدیک رفت تا از آن آتش شعله ای بگیرد، ناگهان دید آن آتش به سوی او حمله ور شد . همین سبب وحشت و ترس موسی شد و خواست برگردد، ولی به یاد آورد که آتش مورد حاجت و نیاز اوست. به ناچار برای بار دوم به سمت آتش رفت، ناگهان ندایی از سمت راست آن درخت به گوشش خورد که می گفت: همانا من خدای یکتا، پروردگار جهانیانم. ای موسی! من پروردگار تو هستم. کفش هایت را از پای درآور که در سرزمین مقدس طور گام می گذاری و بدان که من تو را (به پیامبری) برگزیده ام، پس به این وحی که می رسد گوش فرادار. من خدای یکتا هستم که معبودی جز من نیست. مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپادار. قیامت حتمی است. می خواهم آن را پنهان کنم تا هر کس برابر هر کوششی که می کند، سزا بیند. آن که به رستاخیز ایمان ندارد و از هوای نفس پیروی کند، تو را از آن باز ندارد که هلاک می شوی .

رحمت حق موسی را فرا گرفت و با قدمی استوار به سوی صدا پیش رفت و به دنبال جملات بالا، ندایی را شنید که فرمود: این چیست که به دست راست داری؟
موسی گفت: این عصای من است که بر آن تکیه می زنم و با آن برای گوسفندانم برگ می تکانم و مرا در آن (بهره ها و) حاجت های دیگر (نیز) هست.

خداوند او را امر کرد تا عصا را بیفکند. موسی عصا را بیفکند و ناگهان دید که عصا به صورت ماری درآمد که از نظر بزرگی و هیبت چون اژدها و از نظر سرعت عمل و چابکی چون افعی تیزرو بود و با قرار گرفتن در روی زمین شروع به حرکت کرد.
موسی از دیدن آن منظره وحشت کرد و بگریخت، وحی آمد : بگیرش و نترس که ما آن را به حالت اولش باز می گردانیم. پس عصا را گرفت و به حالت اولش برگشت .

وحی آمد: دستت را در گریبانت فرو بر . موسی دست در گریبان خود فرو برد و چون بیرون آورد، نوری خیره کننده از آن درخشید و این دومین معجزه ای بود که خداوند به موسی عطا کرد .

بدین ترتیب موسی دانست که به رسالت حق تعالی مبعوث گشته و این عصا و نور خیر کننده معجزاتی است که خداوند به او داده تا بدین سان حقانیت خود را اثبات کند و گواه رسالت خویش سازد. موسی به خداوند گفت که : من یک قبطی را کشته ام و ممکن است مرا بکشند ، بهتر است هارون برادرم را که از من فصیح تر سخن می گوید و تواناتر است ، با من همراه کنی تا در این هدف مقدس مرا یاری کند ، زیرا می ترسم که مردم مصر مرا تکذیب کنند . پروردگار گفت : تقاضای تو را قبول کردیم و با یاری برادرت تو را نیرومند و پرقدرت نمودیم و هرگز دشمن بر شما دست نخواهد یافت . خداوند به موسی فرمان داد که : به سوی فرعون بشتاب که او طغیان کرده است .

این چنین بود که رسالتی عظیم به موسی محول شد و موسی و هارون مامور به هدایت و رهبری بنی اسرائیل و مصریان شدند.


نویسنده : سید ابوالفضل ساقی

[1] . تاریخ جامع ادیان ، جان بی ناس ، ترجمه علی اصغر حکمت ، انتشارات علمی و فرهنگی ، چاپ هفتم ، صفحه 492

[2] . قرآن کریم ، آیات 18 و 19 سوره شعراء

[3] . در باب 3و4 سفر خروج از تورات و آیات 9 تا 38 سوره طه از قرآن کریم وقایع شب بعثت موسی و سخنان خداوند و موسی با اختلاف بسیار ناچیزی عینا ذکر شده است .

سید ابوالفضل ساقی